16 - درس قرآن - 1398/10/19
16 - درس قرآن !!
یک روز معلم ما نیامده بود کلاس چهارم ابتدایی بودیم
مدیر ما را به کلاس پنجم که معلم داشت فرستاد
درس قرآن داشتند و ما به عنوان شنوده حضور پیدا کردیم آموزگار که مردی قوی هیکل بود چوب ضخیمی به دست گرفته بود و در حالی که آنرا تکان می داد دانش آموزان را پای تخته سیاه می برد و از آنها می خواست قرآن بخوانند
چند نفری که آمدند یکی دو غلط کوچک داشتند و هرکدام بابت این یکی دو غلط چندین چوب محکم نوش جان کردند
چوب ها با شدت به کف دست بچه ها نواخته می شد بطوریکه دست های کوچک آنها سرخ شده و آنها گریه می کردند
ترس ما را فرا گرفته بود من پیش خودم تصور می کردم که سال آینده با این معلم ، چوب و درس قرآن چکار باید بکنم
هرچند بعد ها با قرآن مأنوس شدم اما آنروز وحشتی از خواندن کتابی که با « بسم الله الرحمن الرحیم » شروع می شد در دلم پدیدار شد که همچنان تا امروز در کنج ذهن من باقی مانده است
#حسین_تارخیان
1398/10/19